برای قرون متمادی، کشورهای کم درآمد، توریسم را راهی نسبتاً ساده و راحت برای ارتقای استانداردهای زندگی تلقی می کردند؛ اما در طی سال های اخیر عمدتاً افراد، نگرش محتاطانه تری را داشته اند. امروزه بسیاری از کشورها به سبب مشاهده برخی آثار در مقاصد پر گردشگری چون نپال، توریسم سنتی را بسیار ناپایدار تصور می نمایند؛ از این رو بساری از دول بدین نتیجه رسیده اند که عدم برنامه ریزی دقیق و صحیح گردشگری می تواند، سبب ازبین رفتن این صنعت گردد.
بسیاری از کشورهای جهان مباحث زیست محیطی را در خط مشی خود بسیار مورد توجه قرار داده و از طریق اقدامات مناسب و روابط صحیح سیاسی، زمینه تحقق اهداف گردشگری را فراهم می سازند.
توسعه پایدار امروزه در حوزه سیاستگذاری، اهمیت بسیاری یافته است. انتشار گزارشی در سال ۱۹۸۷ دولت ها را از بحران های زیست محیطی، آگاه نمود و سازمان هایی چون بانک جهانی و بانک توسعه آمریکا به تغییر رویکرد سیاستگذاری های خود پرداخته و بودجه بیشتری را به پروژه های مبتنی بر حفاظت اختصاص دادند و تمامی افراد و بخش ها که در سطوح گوناگون سیستم توسعه قرار داشتند، به ترویج گردشگری به عنوان صنعتی پایدار اقدام نمودند.
تغییرات در سطوح سیاستگذاری، منعکس کننده تغییرات اجتماعی می باشد. درآمریکای شمالی و اروپا، مباحث زیست محیطی، به طور بی سابقه ای در امر شکل گیری تصمیمات افراد دخیل است. بر اساس اظهارات سازمان حفاظت بین المللی، ۸۳ درصد از مصرف کنندگان آمریکایی جهت حفاظت از محیط زیست، عادات خرید و زندگی خود را تغییر داده اند.
امروزه آشکار نمودن ارزش های اجتماعی در کنار افزایش توجه و نگرانی نسبت به سلامتی و تندرستی و بالا رفتن استانداردهای آموزشی، سبب افزایش تقاضا برای اکوتوریسم و دیگر انواع سفرهای خاص به مقاصد غیر معمول گشته است. تحلیل گران پیش بینی می نمایند که با تلاش مشتریان به منظور خرید خدمات و پکیج ها یا فرآورده های حافظ محیط زیست، میزان تقاضای توریسم جایگزین افزایش خواهد یافت.
پیدایش توریسم جایگزین
توریسم جایگزین، پدیده ای پیچیده و مستلزم ریسک پذیری گردشگران برای سفر و اکتشاف در مناطق متروک، بیگانه، بکر و اغلب در کشورهای کمتر توسعه یافته است. این امر، پدیده ای جدید نیست؛ چرا که سال ها است که گردشگران، برنامه هایی را برای سفر به کشورهای اطراف و بازدید از مناطق حفاظتی حیات وحش و دیگر جاذبه های برجسته آفریقا، ترتیب می دهند؛ با این حال، این توریسم، در طی سال های اخیر توسعه یافته و از تمایل انفرادی به یک صنعت تبدیل شده است.
در سال ۱۹۸۰ «رید» پیش بینی نمود که در طی دهه های آتی، توریسم خاص، مهمترین بخش صنعت گردشگری خواهد بود. بدین ترتیب رواج توریسم جایگزین که ترکیبی از انواع گوناگون سفرهای خاص است، سبب محقق شدن این پیش بینی گردید. شرکت های مسافرتی توسعه یافته، جهت تکمیل خدمات خود، به توسعه و سازماندهی تورهای جایگزین اقدام نموده و شماری از شرکت های متخصص در عرصه سفرهای جایگزین پدیدار شده اند.
تمایل به توریسم جایگزین، سبب ارائه برنامه ها و انجام اقدامات متنوع گشته است؛ از جمله اینکه در سال ۱۹۹۰ برای نخستین بار رشته اکونوریسم در مقطع فوق لیسانس در دانشگاه علوم و تکنولوژی آمریکای لاتین تأسیس شد؛ دو سال بعد، برنامه اکوتوریسم، مجدداً در دانشگاه سن فرانسیسکو ارائه گشت.
امروزه در سطح جهانی، سمینارها و کنفرانس هایی در زمینه ابعاد گوناگون اکوتوریسم، برگزار می شود؛ به علاوه، در این عرصه، روزنامه ها و مطبوعاتی نیز پدیدرا گشته اند؛ اکوتوریسم نیز به عنوان بخش خاص از بازار تورهای جایگزین محبوبیت بسیاری یافته است. رئیس برنامه اکوتوریسم در خصوص بودجه های تخصیص یافته به بخش حیات وحش جهان چنین اظهار می نماید:
« امروزه مخاطبان من تنها مؤسسات تجاری گردشگری و گروه های حفاظت محیط زیست نیستند، بلکه سرمایه گذاران، مؤسسات سرمایه گذاری خارجی خصوصی، بانک جهانی و آزانس توسعه یافته بین المللی ایالات متحده آمریکا نسبت به برنامه ها و اظهارات من ابراز علاقه می نمایند»
تنوع علاقه مندان، سبب درک برخی از نقاط قوت و ضعف اکوتوریسم می گردد؛ چرا که هر یک، این مفقوم را با علایق خود تطبیق داده اند. این گردشگران، طیف گوناگونی از افراد و علاقه مندان به حفاظت و توسعه جوامع را در بر می گیرند.
شکل گیری توریسم جایگزین
در سال ۱۹۸۹ سازمان جهانی گردشگری، کنفرانسی پنج روزه با موضوع توریسم جایگزین که آغازگر مباحثات بسیار در خصوص عناصر تشکیل دهنده توریسم جایگزین بود، برگزار نمود. روند تحقیق، توسعه و ترویج این نوع توریسم، بسیار ناهماهنگ بوده و به عدم شکل گیری مفهومی دقیق و روشن از توریسم جایگزین منجر گشت؛ چنین پیش بینی می شود که توریسم جایگزین نیز همچون توسعه پایدار، معانی متفاوتی برای افراد گوناگون داشته باشد.
توریسم جایگزین، عبارتی است کلی است که انواع گوناگونی از استراتژی های گردشگری را در بر می گیرد؛ اعضای آکادمی، آن را عمدتاً به عنوان توریسم مناسب، کم تأثیر، مسئولانه یا قومی توصیف می نمایند.
اگرچه هریک از این عنوان ها بر عناصر عملی یا تئوری متفاوتی، تأکید می کنند، اما اغلب اوقات نیز به جای یکدیگر به کار گرفته می شوند و مصرف کنندگان از تفاوت میان این عناوین آگاهی ندارند. حتی میان متخصصان گردشگری، اختلاف نظرات بسیاری وجود دارد و توریسم جایگزین، مترادف با اکوتوریسم و دیگر انواع گردشگری تلقی می شود.
توریسم جایگزین، پاسخی نسبت به توریسم انبوه
در حالت کلی، توریسم جایگزین، متضاد و نقطه مخالف توریسم انبوه بوده و مورد انتقادات بسیاری از سوی اعضای آکادمیک قرار گرفته است؛ از این رو طرفداران توریسم جایگزین عموماً بر مضرات نامشخص و نا متمایز توریسم انبوه تمرکز نموده و این نکته را به فراموشی می سپارند که توریسم انبوه، بدون برنامه و توریسم جایگزین همواره برنامه ریزی شده نیست؛ بدین ترتیب در تقسیم بندی و تفکیک توریسم انبوه و جایگزین نیز به تعامل و ازتباط میان دو بخش توجه نمی شود.
به آن بخش از صنعت مدرن توریسم که جابه جایی و ارائه امکانات اقامتی و تفریحی با کمترین هزینه ممکن برای تعداد بسیاری از گردشگران توسط مؤسسات و آژانس های بزرگ مسافرتی اختصاص دارد، اصطلاحاً توریسم انبوه گفته می شود؛ این قبیل مؤسسات و آژانس های مسافرتی تحت برنامه های مختلف و پکیج های سازماندهی شده و قراردادهای مختلف با هتل ها، رستوران ها و دیگر سازمان های ارائه دهنده خدمات به گردشگران، به نقل و انتقال و خدمات رسانی به شمار زیادی از گردشگران داخلی و بین المللی اقدام می کنند.
توریسم جایگزین، جانشینی برای توریسم انبوه نیست؛ بسیاری بر این باورند که شمار اندکی از گردشگران توریسم جایگزین که اغلب آن ها را افراد متمول تشکیل می دهند، سبب جلب منافع مالی و در مقابل، ایجاد خسارت کمتر به محیط زیست طبیعی و بشری می گردند؛ با این حال، نمی توان انتظار داشت که توریسم انبوه، کاملاً متوقف شده و توریسم جایگزین، جایگاه آن را به خود اختصاص دهد؛ چرا که کم بودن مقیاس و گستره پروژه های توریسم جایگزین و خاص بودن مشتریان، مانع از این می گردد که جایگزین مناسبی برای توریسم انبوه باشد.
گردشگران توریسم جایگزین، بویژه افرادی که به لحاظ اجتماعی، آگاه و مطلع هستند، بخش کوچک و تخصصی بازار سفر را تشکیل می دهند. بخش مهمی از سفرهای جایگزین توسط مسافران «کوله پشتی« یا «بی مقصد» شکل می گیرد؛ این افراد، ممکن است از سپرده بسیار، ارث چشم گیر یا شغل پردرآمد برخوردار باشند؛ اما به هر حال صرفه جویی سبب تسهیل اقامت و سفر دراز مدت آن ها می گردد.
توریسم جایگزین، در واقع مکمل توریسم انبوه است و الگویی برای توریسم تخصصی، فرهنگی یا مبتنی بر جوامع و حفاظت محیط زیست ارائه می نماید. جوامع کشورهای کمتر توسعه یافته در مورد اینکه چه کسانی از میهن بازدید نمایند و شرایط بازدید آنان چگونه باشد، تصمیم گیری می نمایند.
توریسم جایگزین به عنوان بخشی از الگوی اجتماعی حاکم
افراد و مؤسساتی که به بهره گیری تجاری از توریسم متناوب اقدام می نمایند آن را تنها بخشی از صنعت جهانی گردشگری تلقی می کنند. توریسم جایگزین برای این افراد، یک فرصت بازاریابی است. این موضوع در دومین سمپوزیوم بین المللی اکوتوریسم که در سال ۱۹۹۰ برگزار شده بود، روشن گشت. اغلب شرکت کنندگان در این سمپوزیوم را شرکت های اکوتوریستی آمریکایی که نگرش کاملاً تجاری نسبت به اکوتوریسم داشتند ، تشکیل می داد.
اعضای آکادمی و طرفداران توسعه پایدار، رویکردی کاملاً متفاوت دارند. این افراد، توریسم جایگزین را مفهومی مجزا و منشأ آن را جنبش اجتماعی اخیر قلمداد می کنند.
تعریف توریسم جایگزین به عنوان بخشی از الگوی زیست محیطی جدید، علی رغم اینکه ممکن است از دیدگاه برنامه ریزان توسعه، امری افراطی و غیر معقول به نظر رسد، اما به سبب پذیرش اصول توسعه پایدار، امری مقبول است. این نوع گردشگری، مهمترین اقدام رسمی توسعه پایدار در عرصه صنعت گردشگری می باشد. اکوتوریسم در شکل ایده آل « یک فعالیت فلسفی و یک سیاست توسعه و محیطی است » با این حال پیاده سازی توریسم جایگزین صحیح به ندرت صورت می گیرد.
نویسنده: رامین اسدی
۱ نظرات